کتابRise of the Rocket Girls  نوشته سال 2016، بیان کننده سرگذشت انگیزشی و آموزنده زنانی است که در آزمایشگاه پیش‌رانش جت (Jet Propulsion Laboratory) کار می‌کردند. این کتاب سرگذشت آزمایشگاه از اولین سال‌های شروع عجیب و غریب فعالیت‌هایش تا زمان معاصر و پیوستن آن به عنوان یکی از مهم‌ترین همکاران مؤسسه ناسا را بیان می‌کند. وظیفه این زنان پیداکردن حجم عظمی از اعداد و محاسبات مهم در رقابت فضایی ایالات متحده دوران جنگ سرد بود. آن‌ها همچنین در پرتاب موشک، ماهواره و کاوشگرهای فضایی به دورترین نقاط منظومه شمسی کمک‌ ‌می‌کردند. از تأثیرگذاری این زنان نمی‌توان چشم‌پوشی کرد و باید بیشتر شناخته‌شوند.

تانالیا هولت نویسنده این کتاب است که نقش عمده‌ای در مجله نیویورک تایمز، لوس‌آنجلس تایمز، علم به زبان ساده (Popular Science) و آتلانتیک داشته است. او سال‌ها وقت خود را صرف صحبت با زنان تیم JPL و نوشتن داستان آن‌ها کرد.

Barbara Canright was the first of the female computers to work at the Jet Propulsion Laboratory.

In 1939, after winning a grant from the National Academy of Sciences, a rambunctious trio of friends – Ed Forman, Frank Malina and Jack Parsons – founded the Jet Propulsion Laboratory, or JPL, at the California Technical Institute. Among the first people they hired were Barbara and Richard Canright.

Barbara and Richard had met at Caltech, where Richard was a graduate student and Barbara was a typist. This is also where Richard first met the founders of JPL.

As the name suggests, JPL was a laboratory that created jet engines. One of the early plans was to build a jet engine that could quickly propel an airplane off the ground, the hope being to speed up launching procedures and shorten runways.

JPL pursued this goal in a pretty straightforward manner, essentially just strapping powerful rockets onto small planes. Rockets were something that fascinated the team at JPL. Yet the word “rocket” was strongly associated with science fiction at the time, so, to sound professional and scientific, they claimed that their experiments dealt strictly with jet engines.

These experiments required a lot of calculations, which is where Barbara Canright came in. She was a math whiz and could expertly crunch numbers to measure force and propulsion. Since there were no automated computers in the 1940s, it all had to be done by hand. A single experiment might take a week of calculations and fill up to eight notebooks.

And so it wasn’t long before JPL started recruiting a new computing team to help Mrs. Canright with calculations. Two more female computers came on board: Virginia Prettyman and Macie Roberts. Interestingly, in those days the term “computer” was still used for people rather than machines as they were the ones who did the computing!

Roberts was soon promoted to supervisor and charged with hiring new employees, and she set about establishing a female computer team. This was not a typical move in the early 1940s. Most places wouldn’t put a woman in charge of hiring and managing her own all-female division within an engineering department. But JPL wasn’t a typical place.

مشاهده ترجمه فارسی

بارابارا کانریت (Barbara Canright) از اولین زنانی است که به عنوان محاسبه‌‌کننده در آزمایشگاه پیش‌رانش جت مشغول به کار شد.

در سال 1939، سه دوست پر شور با نام‌های اد فورمن (Ed Forman)، فرانک مالینا (Frank Malina) و جک پارسونز (Jack Parsons) بعد از دریافت جایزه آکادمی ملی علوم، آزمایشگاه پیش‌رانش جت یا به اختصار JPL  را در مؤسسه فناوری کالیفرنیا تأسیس کردند. بارابارا و ریچارد کانریت (Barbara and Richard Canright) اولین کسانی بودند که آن‌جا استخدام شدند.

همان طور که از اسم JPL انتظار می‌رود، این آزمایشگاه باید جایی باشد که در آن موتور جت تولید شود. از طرح‌های اولیه آن‌ها ساخت موتور جتی بود که بتواند به ‌سرعت هواپیمایی را از زمین بلند کند به این امید که بتواند عملیات پرتاب را سریع‌تر و در باند کوتاه‌تر انجام دهد.

آن‌ها بارابارا و ریچارد را در مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) دیدند. در آن زمان ریچارد دانشجویی فارغ التحصیل و باربارا تایپیست بود. ریچارد برای اولین بار بنیان‌گزاران JPL را آن‌جا ملاقات کرد.

JPL هدف خود را با روشی ساده یعنی استفاده از موشک‌های قدرتمند به هواپیما‌های کوچک امتحان کرد. این موشک‌ها سازه‌هایی بودند که تیم JPL را شیفته خود کردند. با این حال در آن زمان کلمه موشک با داستان‌های علمی تخیلی همراه بود ولی آن‌ها به شدت ادعا می‌کردند که آزمایش‌هایشان به طور جدی با موتور جت انجام می‌شود.

این آزمایش‌ها به محاسبات زیادی نیاز داشت این جا بود که باربارا کانریت به میدان آمد. او نابغه ریاضی بود و می‌توانست به صورت حرفه‌ای اعداد را در مقیاس نیروی محرکه و پیش‌رانش محاسبه کند. در دهه 1940 هنوز حساب‌کننده‌های اتوماتیکی اختراع نشده نبوند و همه این محاسبات با دست انجام می‌شد. محاسبات هر آزمایش یک هفته طول می‌کشید و برای نوشتن آن به هشت دفترچه یادداشت نیاز بود.

چیزی نگذشت که JPL تصمیم گرفت تیم  جدیدی برای کمک در محاسبات به خانم کانریت استخدام کند. دو خانم با نام‌های ویرجینیا پرتیمن (Virginia Prettyman) و مکی رابرتز (Macie Roberts) به عنوان محاسبه‌کننده انتخاب شدند. جالب است بدانید در آن زمان کلمه محاسبه‌کننده (computer) بیشتر برای افراد استفاده می‌شد تا ماشین و آن‌ها بدون هیچ کمکی محاسبات را انجام می‌دادند.

رابرتز به عنوان سرپرست انتخاب شد و موظف بود افراد جدید را استخدام کند. او تصمیم گرفت یک تیم محاسبه‌کننده خانم را استخدام کند. این موضوع در دهه 1940 اصلاً ساده و پذیرفته شده نبود. در اکثر مکان‌ها مرسوم نبود که زنی، تعدادی خانم در ساختمانی مهندسی را استخدام و مدیریت کند ولی JPL مکانی معمولی نبود.

مشاهده متن انگلیسی
 By the 1950s, Howard Hughes was already troubled by bad decisions and paranoia.

JPL expanded rapidly and soon began working on military rockets.

It took a fair few crashes – thankfully none of them fatal – and explosions to get there, but, finally, on August 12, 1941, JPL successfully managed to reduce the length of an airplane's takeoff by 50 percent.

It was good timing, too. The United States entered World War II just a few months later, and JPL won a lucrative contract from the US Army.

Thanks to this influx of money, JPL expanded quickly and was soon able to engineer new and effective military rockets.

Their facilities, hidden away in the canyons on the outskirts of Los Angeles, increased in size and number. They were also able to hire new employees as engineers and computers, which they did by placing ads in newspapers and on college bulletin boards.

All that was required to become a computer were skills in advanced math. Degrees weren’t a prerequisite, which was just as well considering it wasn’t until the 1970s that a significant number of women were able to gain engineering degrees.

In the 1940s, JPL was determined to find the best rocket-propellant mixture. Indeed, Barbara Canright and Macie Roberts spent most of their time analyzing experiment results.

It was chemist Jack Parsons who had the breakthrough, however. He came up with the idea of using liquefied asphalt as the key ingredient in the mix.

But without the hard work of the computers at JPL, the optimal mix would have taken much longer to determine. That mixture ended up being 70 percent liquefied Texaco No. 18 asphalt, 30 percent lubricating oil and crushed potassium perchlorate as the oxidizer.

It was a hit with military bigwigs. The propellant provided a substantial 200 pounds of thrust – and they simply loved the fact that it was produced from a cheap material like asphalt.

JPL’s stock was rising. The results were good. But they knew that the real future lay in unexplored territory: outer space.

مشاهده ترجمه فارسی

JPL  به سرعت پیشرفت کرد و توانست کار بر روی موشک‌های جنگی را آغاز کند

خوشبختانه خرابی‌ها و انفجارها خیلی کم بود به حدی که هیچ یک ضرر زیادی به بار نیاورد اما تیم JPL در نهایت در 12 آگوست 1941، با موفقیت مقدار مسیر مورد نیاز برای برخاستن هواپیما از زمین را به اندازه پنجاه درصد کاهش داد.

در زمان خوبی هم این اتفاق افتاد. درست چند ماه بعد آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد و تیم JPL توانست در مناقصه ارتش ایالات متحده، معامله پرسودی را برنده شود.

با وارد شدن این هجم از پول، تیم JPL به سرعت توسعه یافت به حدی که توانست موشک‌‌های جدید و تاثیر‌گذار نظامی بسازد.

تعداد و اندازه وسایل زیاد بود به همین دلیل آن‌ها را در دره‌های خارج شهر لوس‌آنجلس مخفی کرده بودند. آن‌ها همچنین به محاسبه‌کننده‌ها و مهندس‌های جدیدی نیاز داشتند که به این ترتیب با چاپ آگهی در روزنامه و تابلو اعلان‌های کالج این افراد را پیدا کردند.

برای استخدام در این شرکت، فقط دانستن ریاضی پیشرفته کافی بود. ارائه مدرک ضروری نبود؛ کسی تا دهه 1970 میلادی حتی فکرش را هم نمی‌کرد تعداد قابل توجهی از زنان قادر باشند به درجه مهندسی برسند.

در دهه 1940، تیم JPL تصمیم گرفت بهترین مخلوط سوخت موشک را بسازد. برای این کار باربارا کانریت و مکی رابرتز بیشتر وقت خود را صرف تجزیه و تحلیل نتایج آزمایش کردند.

آقای شیمی‌دان جک پارسونز (Jack Parsons) قبلاً به این موفقیت دست یافته بود. نظر او این بود که از آسفالت مایع‌ به عنوان عنصر کلیدی این مخلوط استفاده شود.

اما بدون وجود محاسبه‌کننده‌های آزمایشگاه مخلوط دلخواه تا مدت‌ها آماده بهره‌برداری نبود. در آخر این مخلوط با داشتن هفتاد درصد آسفالت تگزاکو شماره هجده (Texaco No. 18)، سی درصد روغن روان‌ساز و پتاسیم پرکلرات فشرده به عنوان اکسید‌کننده، آماده شد.

این موفقیت مانند ضربه‌ای به افراد سرشناس نظامی بود. این سوخت دویست پوند فشار اساسی را می‌توانست حمل کند و چون از ماده ارزانی مثل آسفالت ساخته شده بود مورد توجه آن‌ها قرار گرفت.

سهام آزمایشگاه در حال افزایش بود. نتایج خوب بودند اما آن‌ها می‌دانستند که آینده واقعی در سرزمین ناشناخته بیرون از اتمسفر منتظر آن‌ها است.

مشاهده متن انگلیسی

While developing missiles for the army, JPL simultaneously laid the groundwork for space exploration.

Soon after JPL created the propellant mix nicknamed “Jack’s cake,” it began working on the army’s Corporal missile project. The idea was to create a guided rocket that could carry a large warhead.

But JPL didn’t stop there. While developing the missile, the JPL team used the opportunity to research advanced rockets that could one day travel even farther. They dreamt of discovery, not weaponry.

Barbara Paulson was one of the computers who worked on the Corporal project. Her work was particularly focused on a missile variant that used liquid propellants and was based on the concept of a two-stage launch.

It was this multi-stage technique that proved to be the key to long-distance rockets. The initial launch gets the rocket off the ground, but subsequent “launches” fire the missile hundreds of miles farther once it's safely up in the air.

The multi-stage launch that Paulson helped compute ensured that the Corporal could carry its heavy warhead a staggering 200 miles. In fact, it’s this self-same system that makes it possible for rockets to escape Earth’s gravitational pull.

JPL wanted to be a pioneer in building rockets that left Earth’s atmosphere, and so they began Project Orbiter, the aim of which was to send a satellite into space.

 

Sadly, though, the Department of Defense decided to cancel Project Orbiter and work with the navy instead. Needless to say, the engineers and computers at JPL were heartbroken. However, they refused to set aside their dreams of space exploration. When they started their next project, the Jupiter-C missile, they secretly continued their satellite research.

Due in no small part to the calculations of the computing team, Jupiter-C got better and better. And so it was that on September 19, 1956, they sent a rocket 3,335 miles up into the air, higher than any previous rocket.

مشاهده ترجمه فارسی

در حین ساخت موشک برای ارتش، تیم JPL به طور همزمان زمینه را برای اکتشافات فضایی فراهم کرد.

کمی بعد، آزمایشگاه نام این سوخت مخطوط را Jack’s cake گذاشت و اولین بار در پروژه موشک کورپولار (Corporal) ارتش به کار گرفته شد. آن‌ها می‌خواستند موشکی هدایت‌شونده که حامل بمبی بزرگ بود بسازند.

اما تیم ‌ JPL در همین‌ جا موقف نشد. با توسعه موشک‌ها افراد تیم آزمایشگاه این فرصت را پیدا کردند روی موشک‌های پیشترفته‌تری تحقیق کنند که شاید روزی بتواند مسافت دورتری را طی کند.

باربارا پالسون (Barbara Paulson) یکی از محاسبه‌کنندگانی بود که روی پروژه کورپولار کار کرده بود. کار او به صورت اختصاصی تمرکز روی موشکی متفاوت بود که در آن از سوخت مایع استفاده شود و بر پایه پرتابی دو مرحله‌ای باشد.

این تکنیک چند مرحله‌ای به شاه‌راهی برای ساختن موشک‌های دور‌برد تبدیل شد. اولین پرتاب را موشک از زمین بلند می‌کرد اما پرتاب‌های بعدی موشک را به یکباره صدها مایل دورتر از حد فضای جو در هوا شلیک می‌کرد.

پرتاب چند مرحله‌ای که پائولسون در محاسباتش کمک کرده بود به پروژه کورپولار این اطمینان را داد که می‌تواند بمبی سنگین را تا مسافت دوری، مثلاً 200 مایل حمل کند. در حقیقت، با استفاده از همین سیستم بود که موشک‌ها توانستند به بیرون از جو زمین بروند.

تیم JPL می‌خواست پیشگام ساخت موشک‌هایی باشد که از جو زمین خارج می‌شوند به همین دلیل بود که آن‌ها پروژه مدارگرد (Project Orbiter) را با هدف فرستادن ماهواره به فضا را آغاز کرند.

متأسفانه وزارت دفاع آمریکا تصمیم گرفت این پروژ را لغو کند و به جای آن آزمایشگاه با نیروی دریایی همکاری داشته باشد. همان‌طور که حدس زده می‌شد دل مهندسان و محاسبه‌کننده‌ها  شکست اما آن‌ها رویای کشف فضا را فراموش نکردند. آن‌ها پروژه بعدی خود به نام موشک ژوپیتر-سی (Jupiter-C) را آغاز کردند و در کنارش به طور مخفیانه مطالعات خود را پیرامون ساخت ماهواره نیز ادامه دادند.

بدون وجود هیچ یک از فعالیت‌های تیم محاسبه‌کننده، پروژه ژوپیتر-سی موفق نمی‌شد و دست آخر در 19 سپتامبر 1956 آن‌‌ها موشکی با برد 3335 مایل به هوا پرتاب کردند؛ هیچ موشکی تاکنون به این اندازه بالا نرفته بود.

مشاهده متن انگلیسی 

The success of Jupiter-C was bittersweet, but it all counted in the space race.

JPL’s engineers were a diverse bunch of female computers. Among them were Helen Yee Ling Chow, whose computations led to Jupiter-C’s success, and Janez Lawson, JPL’s first African-American employee. Thanks to their efforts, JPL's Jupiter-C rocket was able to break free from Earth’s gravitational pull.

But their efforts were overshadowed just a year later.

Although they’d successfully launched all four stages of the Jupiter-C rocket, it was still just a test. Therefore, instead of releasing a satellite in the fourth and final stage, the rocket only carried sandbags equivalent to a satellite’s weight.

This meant that the honor of sending the first satellite into space went to the Russians; in 1957, they launched Sputnik.

It was only after the public failure of the navy’s Project Vanguard, in December, 1957 – their rocket exploded on the launchpad – that JPL was given the go ahead.

In fact, JPL had been doing satellite research on the quiet during the Jupiter-C program. This meant they were ready to launch almost immediately: after government approval, it took just under 90 days for JPL to successfully launch the Explorer satellite on January 31st, 1958. It had been sitting in storage.

Feats of mathematics were involved, too. Computer Marie Crowley plotted the calculations for Microlock, a tracking system that accurately picked up the satellite’s low-frequency radio signal from thousands of miles away.

Meanwhile, at mission control center, Paulson was analyzing incoming data and calculating the satellite’s trajectory. This task required great skill. For eight minutes the satellite’s signal was lost during the first crucial orbit. Panic broke out. But Paulson knew from her calculations that all should be well. And she was proved right when the signal was detected again.

And all the while the famous physicist Richard Feynman was peering over her shoulder!

مشاهده ترجمه فارسی 

موفقیت تلخ و شیرین ژوپیتر-سی به حساب رقابت فضایی گذاشته شد.

مهندسان JPL از زنان محاسبه‌کننده مختلفی تشکیل شده بودند. از جمله آن‌ها هلن یی لینگ چو (Helen Yee Ling Chow) که محاسبات او منجر به موفقیت ژوپیتر-سی شد و جانت لاوسون (Janez Lawson) اولین کارمند آمریکایی-آفریقایی JPL بود. به کمک تلاش‌های آن‌ها، موشک ژوپیتر-سی توانست کشش گرانشی جو را بشکند و بیرون جو زمین برود.

اما تلاش‌هایشان درست سال بعد در سایه قرار گرفت.

اگر چه توانسته بودند هر چهار مرحله پرتاب موشک ژوپیتر-سی را با موفقیت طی کنند اما همه این تلاش‌ها فقط به صورت امتحانی بود؛ به این صورت که موشک به جای ماهواره حامل کیسه‌های شنی هم وزن ماهواره بود.

بنابراین افتخار ارسال اولین موشک به فضا نسیب روسیه شد. آن‌ها در سال 1957، اسپوتنیک (Sputnik) را به فضا پرتاب کردند.

این موفقیت کمی بعد از شکست عمومی پروژه زیر دریایی ونگوارد (Vanguard) در دسامبر 1957، بود؛ موشک آن‌ها که تیم JPL باید آن را پرتاب می‌کرد، در سکوی پرتاب منفجر شد.

در حقیقت، تیم JPL در حالی روی برنامه ژوپیتر-سی کار می‌کرد، تحقیق روی ماهواره را انجام ‌داد. به همین دلیل آن‌ها آماده بودند که پس از دستور دولت فوراً ماهواره کاوشگر را در عرض نود روز در تاریخ 31 ژانویه سال 1958 به فضا پرتاب کنند. ماهواره با موفقیت در ایستگاه فرود آمد.

ریاضیات هم در این موفقیت دخیل بودند. مارین کرولی (Marie Crowley) محاسبات سیستم ردیاب Microlock انجام داد. این سیستم با دقت بالایی که داشت می‌توانست حتی امواج فرکانس‌های ضعیف ماهواره را از هزاران مایل دورتر دریافت کند.

در ضمن، در مرکز کنترل مأموریت، پالسون (Paulson) داده‌های ورودی را آنالیز می‌کرد و به محاسبه مسیر ماهواره مشغول بود. این کارها نیاز به مهارت فوق العاده‌ای داشتند. به مدت هشت دقیقه امواج ماهواره در اولین گردش حیاتی‌اش دریافت نشد. همه ترسیده بودند اما پالسون مطمئن بود که همه چیز خوب پیش خواهد رفت و وقتی دوباره امواج دریافت شدند ثابت کرد که محاسباتش درست بوده است.  

مشاهده متن انگلیسی 

In the 1960s, JPL set its sights on the moon, but electronic computers weren’t much help.

The Explorer success cemented JPL’s reputation. They became the go-to lab for space exploration.

When the US government decided the space program should be kept separate from the military, they signed the National Aeronautics and Space Act in 1958. The act created the National Aeronautics and Space Administration (NASA) and JPL became one of its primary research and development groups.

The women computers at JPL were particularly excited about plans to explore Venus and Mars. However, the rather less exotic Moon was viewed as the necessary first step. It was therefore set as the target for the Pioneer and Ranger programs.

Computers like Susan Finley were critical, plotting with pinpoint accuracy the trajectories and velocities needed to get lunar probes successfully into orbit.

At the same time, Paulson and Helen Chow spent hours of overtime calculating the trajectory of the Mariner probes that would be sent to Venus and Mars. They discovered there were only brief windows of time suitable for the ideal voyage. Only then would the alignment between the Sun, Earth, Mars and Venus be just right.

By the early 1960s, things had changed a little. Finally, the human computers had access to their electronic equivalents. But these machines were large. They were no longer room-size, as they had been in the 1950s – but, still, a machine like the IBM 1620 was as large as a desk.

Moreover, they were still slow when compared to talents such as Helen Chow. In fact, IBM’s CADET, the Computer with Advanced Economic Technology, was given a new name to match its acronym: Can’t Add, Doesn’t Even Try.

Indeed, no machine was up to the challenge. They were too unpredictable and unreliable. They couldn’t even compete in the games the team played to see who could calculate the fastest. In this, Chow, the undefeated champion, reigned supreme.

مشاهده ترجمه فارسی 

در سال 1960، بر روی ماه سرمایه گذاری کرد اما کامپیوترها کمک زیادی در این باره به آن‌ها نکردند.

موفقیت کاوشگر اعتبار تیم JPL را بالا برد. آن‌ها به آزمایشگاهی قابل اعتماد برای اکتشافات فضایی تبدیل شدند.

وقتی دولت تصمیم گرفت که فعالیت‌های فضایی را از ارتش جدا کند، آن‌ها برای عضویت در برنامه ملی هوا و فضا در سال 1958 ثبت نام کردند. این برنامه اداره کل ملی هوانوردی و فضا (ناسا) را ساخت و تیم JPL  به یکی از گروه‌های پایه تحقیق و توسعه آن شد.

زنان محاسبه‌کننده تیم JPL به خصوص به برنامه‌های اکتشافی زهره و مریخ علاقه داشتند. با این حال پیدا کردن نکات نسبتاً عجیب ماه به عنوان گام اول اولویت داشت. به همین دلیل ماه به عنوان هدف اصلی برنامه‌های پیونیر و رنجر (Pioneer and Ranger) انتخاب شد.

وجود محاسبه‌کننده‌هایی مثل سوزان فینلی حیاتی بود، برای این که کاوشگر لنر (lunar) با موفقیت در مدار قرار بگیرد به طرح ریزی دقیقی روی موارد ظریف مربوط به مسیر و شتاب نیاز بود.      

در همان زمان، پالسون و هلن چو ساعت‌ها به محاسبه مسیر کاوشگر مارنیر (Mariner) پرداختند که قرار بود به زهره و مریخ برود. آن‌ها فهمیدند تنها بازه‌های زمانی کوتاهی وجود دارند که برای سفر فضایی مناسب‌اند. تنها در آن زمان‌ها‌ است که بین خورشید، زمین، مریخ و زهره دقیقاً توازن بر قرار خواهد بود.

در اوایل دهه 1960، تغییرات کوچکی به وجود آمد. در آخر محاسبه‌کننده‌های انسانی به مشابه اکترونیکی خود دست پیدا کردند. اما این ماشین‌ها سیار بزرگ بودند. برای اندازه‌ای که آن‌ها در دهه 1950 داشتند هیچ اتاق بزرگی پیدا نمی‌شد اما ماشینی مثل IBM 1620 به بزرگی یک میز بود.

با این حال آن‌ها هنوز هم در مقایسه با فرد با استعدادی مثل هلن چو، کند بودند. در حقیقت،IBM’s CADET که کامپیوتری با فناوری پیشرفته اقتصادی بود اسمی داده شد که با مخفف آن با جمله Can’t Add, Doesn’t Even Try هم‌خوانی داشت.

در واقع هیچ ماشینی در این چالش پیروز نشد. آن‌ها بسیار غیرقابل پیش بینی و نامطمئن بودند. آن‌ها حتی نمی‌توانستند در بازی‌هایی که تیم انجام می‌داد تا ببینند چه کسی سریع‌تر محاسبه می‌کند هم موفق نبودند. در این میان، چو، همیشه قهرمان شکست‌ناپذیر این مسابقات بود که بالاترین مقام را به دست می‌آورد.

مشاهده متن انگلیسی

The Voyager and the Viking missions were highpoints for the computing team at JPL.

Plotting a safe trajectory to Venus was hard. But it was nothing compared to the challenge of the Grand Tour. The plan was to send a probe through the entire solar system, using the planets’ gravitational pulls – all while using as little fuel as possible.

The precise calculations required for that task were astronomical in scale.

Eventually, the Grand Tour was renamed the Voyager program. Sylvia Wallace and Sue Finley were tasked with calculating the trajectory and developing the computer programs for the task.

Around the same time, technology was becoming fast and reliable enough to be useful. It was therefore decided that the computer team take courses on coding and computer languages, such as FORTRAN and HAL, as they were in charge of these electronic machines.

Finley was also heavily involved in the creation of the Deep Space Network.

This was a large system of dish antennas set up at key spots on Earth. It allowed the mission-control centers at NASA to stay in contact with the probes when they were sent on increasingly longer journeys, like to Jupiter and Saturn.

Sue’s work made Voyager possible. The women at JPL also helped write the computer code through which JPL could receive amazing images transmitted back by the probes.

And it wasn’t just images. All sorts of data were streamed back, especially from the Viking mission to Mars.

Paulson played a crucial role in the Viking project, calculating the trajectory the Viking probe needed to take on its eleven-month journey. Her calculations were also needed for the critical final stages of the probe’s entry into Mars’s orbit. The probe was designed to separate into orbiter and lander sections at a precise distance from Mars; once detached, the lander would safely parachute down onto the planet’s surface.

The mission was a success due in no small part to Paulson.

مشاهده ترجمه فارسی

مأموریت‌های ویجر (Voyager) و وایکنگ (Viking) بالاترین هدف تیم محاسبه‌کننده تیم JPL بود.

طراحی مسیری امن به زهره دشوار اما در مقایسه با چالش Grand Tour هیچ بود. این برنامه‌ برای ارسال کاوشگری به کل منظومه شمسی با استفاده از نیروی جاذبه سیاره‌ها ساخته شده بود به طوری که کاوشگر کمترین مقدار ممکن سوخت را داشته باشد.

این کار به محاسباتی دقیق در مقیاسی نجومی نیاز داشت.

سرانجام نام Grand Tour به برنامه ویجر تغییر کرد. سلویا والانس (Sylvia Wallace) و سو فینلی (Sue Finley) وظیفه داشتند مسیر زا محاسبه کنند و برنامه‌ها محاسباتی را بهبود دهند.

تقریبا در همین زمان، فناوری به اندازه کافی سریع و قابل اعتماد شده بود که بتواند مفید باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتند تیم محاسباتی تا وقتی که مسئول این ماشین‌های محاسباتی بودند برای کدنویسی و زبان‌های کامپیوتر مثل FORTRAN  و HAL  آموزش ببینند.    

فینلی به شدت در ایجاد شبکه فضای دوردست ناسا دخیل بود.

این شبکه سیستمی بزرگ از آنتن‌های شبکه‌ای در مکان‌های کلیدی‌شان روی زمین بود که به مرکز کنترل مأموریت ناسا اجازه می‌داد وقتی کاوشگرها به سفر فضایی دور مثل مشتری و زحل فرستاده می‌شوند با آن‌ها در ارتباط بماند.

کار سو انجام برنامه ویجر را ممکن کرد. زنان تیم JPL هم در کدنویسی کامپیوتر کمک کردند تا تیم JPL توانست تصاویر خارق العاده‌ای که از کاوشگرها مخابره می‌شد را دریافت کند.

فقط تصاویر نبودند بلکه همه نوع اطلاعاتی به خصوص از مأموریت وایکینگ به مریخ دریافت می‌شد.

پالسون نقشی حیاتی در پروژه وایکینگ داشت، او مسیر کاوشگر وایکینگ برای سفر یازده ماهه‌اش را محاسبه کرد. او همچنین مرحله نهایی مهم ورود کاوشگر به مدار مریخ را نیز انجام داد. کاوشگر در قسمت‌های مجزای مدارگرد و فرودگر در فاصله دقیقی از مریخ طراحی شده بود؛ فرودگر پس از جدا شدن، به سلامت روی سطح سیاره فرود آمد.

تنها بخش کوچکی از این مأموریت موفقیت از آن پالسون بود.

مشاهده متن انگلیسی 

In the seventies, it wasn’t just computers that advanced at JPL. Feminism finally started to make an impact.

Viking 1 reached Mars on June 19, 1976, helping engineers and scientists glean previously unimaginable knowledge about Mars. This initial mission paved the way for programs in later decades, like the Mars Pathfinder and the Mars Exploration Rover missions. These led to an even deeper understanding of the mysterious red planet.

But the 1970s saw advances beyond space missions. The women’s liberation movement was also making significant contributions to gender equality.

Universities finally began accepting women to engineering programs. This would mean that later generations of women would be able to become engineers at JPL. Hitherto, talented women working at JPL had one option: become a computer. And though there was no shame in this, the position of engineer came with more prestige and authority. Women now had a choice, a privilege that had been denied pioneers like Helen Chow and Barbara Paulson.

But that doesn’t mean it was all progress and improvement. If a woman at JPL became pregnant, she was expected to quit her job; whether explicitly stated or not, all women, working whatever job, were expected to set everything aside in the case of a pregnancy. Women had to decide between their family and their career, and pregnant women were seen as a liability.

Women were forced to quit their jobs if they wanted children, even at JPL. Nonetheless, the culture there was still special: JPL was a diverse workplace, especially when compared to the general social climate in the United States in the 1960s. The company was particularly proud of its large and integrated female workforce. It was thanks to this culture that Helen Chow was able to rehire Barbara Lewis after she had had her child. The sisterhood was strong.

Eventually, things changed for the better. Maternity leave was introduced in the late 1960s (in the 1950s and early 1960s, there was essentially no such thing in the United States). Having a child no longer meant giving up a job.

Helen’s role in these developments was critical. Throughout the 1970s, she hired female programmers in order to get them in the door at JPL. After that, she encouraged them to enroll in engineering classes and night school. She knew that once they had engineering degrees they’d be unstoppable.

مشاهده متن فارسی 

در دهه هفتاد میلادی فقط محاسبه‌کننده ‌ها نبودند که JPL  را توسعه دادند بلکه سرانجام این فمینیسم بود که تأثیر خودش را گذاشت.

وایکینگ 1 در 19 ژوئن سال 1976 به مریخ فرستاده شد و به مهندسان و دانشمندان کمک کرد اطلاعات غیرقابل تصوری از مریخ به دست آورند. این مأموریت راه را برای برنامه‌های دهه‌های بعد مثل مأموریت‌های Mars Pathfinder و Mars Exploration Rover هموار کرد. این مأموریت‌ها باعث شناخت عمیق‌تر اسرار سیاره سرخ شدند.

اما دهه 1970 پیشرفت‌هایی فراتر از مأموریت های فضایی داشت. نهضت آزادی زنان نیز در برابری جنسیتی نقش بسزایی داشت.

دانشگاه‌ها بالاخره زنان را برای برنامه‌های مهندسی قبول کردند. این کار به این معنا بود که نسل بعدی زنان می‌توانند به مهندسان تیم JPL تبدیل شوند. هیترتو (Hitherto) که از زنان با استعداد تیم JPL بود تنها می‌توانست محاسبه‌کننده شود و بدون خجالت باید گفت موقعیت مهندسان پرستیژ و اعتبار بیشتری داشت ولی حالا زنان فهمیده بودند که انتخاب دیگری هم دارند، امتیازی که از پیشگامان تیم مثل هلن چو و باربارا پالسون سلب شده بود.

اما این به معنای نهایت موفقیت و پیشرفت نبود. اگر زنی در JPL حامله می‌شد، چه به او با صراحت گفته می‌شد و چه نمی‌شد، انتظار می‌رفت که استعفا دهد. همه زنان در هر شغلی موقع حاملگی باید همه چیز را کنار می‌گذاشتند. زنان مجبور بودند بین خانواده و شغل‌‌شان یکی را انتخاب کنند و به زنان حامله به عنوان فردی مدیون نگاه می‌کردند.  

حتی در تیم JPL هم زنانی که می‌خواستند بچه دار شوند باید استعفا می‌دادند. با این وجود آن ‌جا فرهنگی مخصوص به خود داشت؛ JPL به خصوص در مقایسه با محیط اجتماعی عمومی ایالات متحده در دهه ۱۹۶۰، فضای کاری متنوعی داشت. این شرکت به ویژه به نیروی کار زن گسترده و یکپارچه خود افتخار می‌کرد. به لطف همین فرهنگ  هلن چو بعد از اینکه ، باربارا لوییس فرزند خود را به دنیا آورد دوباره او را استخدام کرد زیرا حس خواهر بودن در بین آن‌ها قوی بود.  

در نهایت شرایط بهتر شد. مرخصی زایمان در اواخر دهه 1960 به وجود آمد (در دهه 1950 و اوایل دهه 1960 اساساً چنین چیزی در ایالات متحده وجود نداشت) و دیگر بچه دار شدن به معنای استعفا نبود.

هلن در به وجود آمدن این تغییر نقش مهمی داشت. در دهه 1970 او زنان برنامه نویسی را استخدام کرد تا بتواند آن‌ها را در تیم JPL داشته باشد. سپس، آن‌ها را  تشویق کرد تا در کلاس‌های مهندسی و مدارس شبانه شرکت کنند. او می‌دانست به محض این که آن‌ها مدرک مهندسی بگیرند، پیشرفت غیرقابل توقفی خواهند داشت.    

مشاهده متن انگلیسی 

The women at JPL are critical to NASA’s continued success.

As we’ve seen, ever since the United States first turned its explorative gaze to the stars, the women at JPL have been there, making vital contributions. Though many have since retired, their contributions are still felt.

For instance, the Deep Space Network (DSN) that Sue Finley built and maintained remains the main line of communication for US space missions.

Meanwhile, many missions the world over have depended on Finley’s expertise for their success.

Who could forget the French-Russian-US Vega mission, which sent delicate measuring equipment on a Russian rocket to the dark side of Venus in 1985?

It was a once-in-a-lifetime chance to get close to Halley’s Comet and gather data on it. As Finley’s male colleagues looked on, she manually entered commands to make the DSN’s massive antennas and satellite dishes pivot and perfectly pick up signals from the sensitive equipment sent to Venus’s atmosphere.

By the 1990s, most of JPL's early female team members and leaders, like Helen Chow and Barbara Paulson, had retired. But, as of 2015, Sue Finley was still working at JPL.

Finley wanted to put off retirement until she’d seen the successful conclusion of another project. This was the remarkable Juno mission, which involved sending out another probe, this time to orbit Jupiter. And, in July of 2016, the probe finally got there. It doesn’t matter to Finley that it’s the people in the control room that get most of the media recognition. She knows her worth.

Women like Sue never signed up for praise, but without her the US space program would never have been realized. Today, there are more women working at JPL than at any other NASA center. And it’s all thanks to the trailblazing work of the women of previous generations.

مشاهده متن فارسی

زنان JPL نقش مهمی در موفقیت‌های بعدی ناسا ایفا کردند.

همان طور که خواندید، از زمانی که ایالات متحده برای اولین بار به فکر اکتشاف ستاره‌ها افتاد، زنان تیم JPL در آن جا حضور داشته اند و بخش مهمی از آن را تشکیل دادند. اگر چه به نظر می‌رسد که بسیاری از آن‌ها بازنشسته شده باشند اما تأثیر آن‌ها هنوز هم احساس می‌شود.

برای مثال، شبکه فضای دوردست ناسا که سو فینلی آن را ساخت و ‌گسترش داد، خط اصلی ارتباط برای مأموریت‌های فضایی ایالات متحده است.

در ضمن، بسیاری از مأموریت‌های سراسر جهان موفقیتشان را به تخصص فینلی مدیون هستند.

چه کسی می‌تواند ماموریت فرانسوی-روسی-آمریکایی وگا را فراموش کند که تجهیزات اندازه‌گیری حساسی را با موشک روسی به قسمت تاریک زهره در سال 1985 فرستاد؟

نزدیک شدن و جمع آوری اطلاعات مربوط به ستاره دنباله‌دار هالی از فرصت‌هایی است که فقط یک‌بار در زندگی اتفاق می‌افتند. وقتی همکاران مرد فینلی فقط نگاه می‌کردند، او به صورت دستی دستورات را وارد می‌کرد تا آنتن های عظیم DSN و دیش‌های ماهواره را محور قرار دهد و سیگنال‌ها را از تجهیزات حساس ارسال شده به جو زهره کاملاً برداشت کند.

در دهه 1990، اکثر زنان قدیم تیم و سرگروه‌ها مثل هلن چو و باربارا پالسون بازنشسته شدند. اما تا سال 2015 سو فینلی همچنان در تیم JPL مشغول به کار بود.

فینلی نمی‌خواست تا وقتی پروژه‌ بعدی‌اش به نتیجه مطولب نرسیده، بازنشسته شود. در این ماموریت قابل توجه که جونو (Juno) نام داشت کاوشگری دیگر، به مدار مشتری ارسال می‌شد. سرانجام در جولای 2016، کاوشگر به مقصد رسید. برای فینلی مهم نبود که با این موفقیت توجه اکثر رسانه‌ها به افراد حاضر در اتاق کنترل جلب می‌شود زیرا او ارزش کار خودش را می‌دانست.

زنانی شبیه به سو هیچ‌گاه درخواست تقدیر نکردند اما بدون وجود آن‌ها برنامه فضایی آمریکا هرگز محقق نمی‌شد. امروزه زنان بیشتری در تیم JPL نسبت به دیگر مراکز ناسا کار می‌کنند که همه به لطف کارهای حیرت انگیز زنان نسل‌های قبلی این تیم است.

مشاهده متن انگلیسی 

The key message in this book:

The women who worked at the Jet Propulsion Laboratory during its formative decades, from the 1950s to the 1980s, were a vital part of a team that revolutionized rockets and space exploration. Their calculations controlled the trajectories and plotted the courses of NASA’s satellites, probes and exploratory rangers – a task similar to calculating how to shoot an arrow at a moving target from millions of miles away. In short, it was an almost superhuman feat. Now, in our more open-minded times, their accomplishments are finally getting the recognition they truly deserve.

مشاهده متن فارسی 

پیام نهایی این داستان

زنانی که در آزمایشگاه پیش‌رانش جت در دهه‌های آغاز کارش از 1950 تا 1980 کار کردند، قسمت مهمی از تیمی را تشکیل می‌دادند که انقلابی در موشک‌ها و اکتشافات فضایی به وجود آوردند. محاسبات آن‌ها مسیرها و طراحی راه ماهواره‌‌ها، کاوشگر‌ها و رنجرهای کاوشگر ناسا را کنترل می‌کرد؛ این کار مشابه محاسبه چگونگی زدن تیری را به هدفی در حال گردش از میلیون‌ها کیلومتر دورتر است. خلاصه، این محاسبات یک شاهکار تقریباً فوق بشری بود. در حال حاضر، به خاطر دید بازتری که وجود دارد دستاوردهای آن‌ها واقعاً به رسمیت شناخته می‌شود.

مشاهده متن انگلیسی